علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
405
آيين حكمرانى ( فارسى )
مىجويد مادرى بهسان ام سلمه بياورد تا من نيز او را [ عمر بن ابى سلمه را ] عتاب كنم . عمر رضى اللّه عنه ، همچنين ، براى اسامة بن زيد چهار هزار درهم مقرر داشت . پس عبد اللّه بن عمر به او گفت : درحالىكه من در رخدادهايى حضور داشتهام كه اسامه حضور نداشته است براى من سه هزار درهم ، اما براى اسامه چهار هزار تعيين كردهاى ، عمر در پاسخ گفت : از آن روى براى وى افزودهام كه هم خود نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله از تو محبوبتر بود و هم پدرش نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله از پدر تو . عمر ، در مراتب بعد ، براى ديگر طوايف مردم برحسب مرتبتى كه داشتند ، مقدار توانايىاى كه در خواندن قرآن بروز مىدادند و نيز مقدار جهادى كه كرده بودند عطايايى مقرر كرد . او براى هريك از مردان يمن و نيز براى هريك از مردان قيس در شام و عراق از هزار تا پانصد و تا سيصد درهم تعيين كرد و براى هيچكس از اين كمتر مقرر نداشت و گفت : اگر مال از اين افزون شود براى هر مردى چهار هزار درهم مقرر خواهم كرد : هزارتا براى اسبش ، هزارتا براى سلاحش ، هزارتا براى سفرش و هزارتا براى آنكه [ به گاه جهاد رفتن ] در خانه بر جاى گذارد . عمر براى هريك از اطفال صد درهم مقرر كرد و چون طفل به نوباوگى مىرسيد اين مقررى را به دويست درهم مىرساند و به هنگام بلوغ وى نيز بر اين مقررى مىافزود . او براى نوزادان تا هنگامى كه شيرخوارگى را پشت سر نهند هيچ عطايى مقرر نمىداشت ، تا آنكه يك شب صداى زنى را شنيد كه به زور كودك خود را از شير مىگرفت ، درحالىكه آن كودك مىگريست . عمر از زن در اينباره پرسيد . او هم در پاسخ گفت : عمر براى نوزاد مقررى تعيين نمىكند مگر هنگامى كه وى شيرخوارگى را وانهد . اينك من اين كودك را به زور از شير بازمىدارم تا براى او مقررى تعيين كنند . پس عمر با خود گفت : واى بر عمر ، چه بار مسئوليتها كه بر دوش مىكشد و خود نمىداند ! سپس به منادى خود فرمود تا چنين بانگ زد : هلا ، در بازداشتن كودكان خود از شير شتاب مورزيد ؛ كه ما براى هركس كه بر مسلمانى زاده شود مقررى تعيين مىكنيم . عمر سپس براى اهل عوالى كه به ايشان مستمرى مىداد نوشت و فرمود يك جريب « 1 » گندم را آرد كردند ، از آن نان ساختند و اين نان را تريد كردند . سپس سى تن از آنان را طلبيد . آنان از اين تريد ناهار خود را خوردند و آنها را سير روانه ساخت . در شامگاهان نيز چنين كرد و سپس گفت : در هرماه هرمرد را دو
--> ( 1 ) . جريب واحد وزن ، اندازه و مساحت بوده و در اندازهگيرى وزن در سده هفتم ميلادى يعنى به روزگار فرمانروايى عمر ، در مدينه با هفت قفيز برابرى مىكرده است . از ديدگاه والتر هينس « در قرون نخستين اسلامى جريب واحد حجم معادل 5 / 29 ليتر و يا 715 / 22 كيلوگرم گندم ارزش داشته است » . بنگريد به : هينس ، اوزان و مقياسها در اسلام ، ص 61 و 62 - م .